علوم اجتماعي خواجه
ولايتي 
قالب وبلاگ

چکیده

یکی از موضوع‌های اصلی و اساسی در نظام سیاسی اسلام، رهبری مستمر جامعه است که پس از رحلت رسول خدا به پیشوایان معصومی و در عصر غیبت، به‌وسیله ی نصب عام با همان اختیارات و وظایف به ولی فقیه عادل سپرده شده است که از آن به ولایت مطلقه ی فقیه تعبیر می‌شود و هدف آن، برطرف ساختن بن‌بست‌ها در اداره ی حکومت و تأمین مصالح جامعه ی اسلامی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه پس از بازنگری به آن اشاره شده است.

 مقدمه

مفهوم ولایت یکی از مفاهیم اصلی و بنیادی فرهنگ اسلامی است که در اندیشه ی مسلمانان به ویژه مذهب تشیع جایگاه والا و برجسته ای دارد . مقصود از فقیه در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامع‌الشرایط است که باید سه ویژگی داشته باشد:

الف) اجتهاد مطلق: یعنی آن که شعاع عمل فقیه همدوش شعاع فقه باشد و بتواند مسائل جدید و مستحدثه مسلمانان را حل کند و آن‌ها را با اصول و فروع دین تطبیق دهد.

ب) عدالت مطلق: فقیه جامع‌الشرایط کسی است که با پیروی عملی محض از احکام و دستورهای دین، هوا و هوس را ترک کند. فقیه حاکم، اگر فتوا می‌دهد، باید خود نیز به آن عمل کند و اگر حکم قضایی صادر می‌کند، خود نیز آن را بپذیرد و اگر حکم ولایی و حکومتی صادر و انشا می‌کند، خود نیز بر آن گردن نهد.

ج) قدرت مدیریت و استعداد رهبری: فقیه جامع‌الشرایط باید افزون بر اجتهاد و عدالت مطلق، بینش درستی نسبت به امور سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور داشته باشد و از هنر مدیریت و لوازم آن برخوردار باشد. ولایت‌ فقیه‌ در یک‌ قرن‌ و نیم‌ پیش‌ برای‌ اولین‌ بار از طرف‌ مرحوم‌ ملا احمد نراقی‌ مطرح‌ گردیده، ادله‌ای‌ برای‌ آن‌ آورده‌ است‌ که‌ فقط‌ اندکی‌ از فقهای‌ معاصر آن‌ راپذیرفته‌اند»به‌ راستی‌ تاریخ‌ آغاز نظریه ی ولایت‌ فقیه‌ را باید زمان‌ پیامبر(ص) دانست. پیامبر اسلام (ص) تمسک به قرآن و ولایت (اهل بیت) را رمز موفقیت مسلمان ها و عدم انحراف شان از حقیقت اسلام دانستند. مسئله‌ ای‌ که‌ درباره ی‌ سیرتاریخی‌ نظریه ی‌ ولایت‌ فقیه‌ باید در نظر گرفت؛ «نقش‌ زمان‌ و مکان» در چگونگی‌ ارائه‌ و عرضه ی‌ نظریه ی «ولایت» و «ولایت‌ فقیه» است. زیرا به‌ موجب‌ اصل‌ مسلم‌ تاریخی‌ همه ی حوزه‌های‌ اندیشه‌ عمیقاً‌ تحت‌ تأثیر زمینه‌های‌ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی‌ و نظامیِ‌ زمانِ‌ نظریه‌پردازی، اندیشه‌ وری‌ و صدور اندیشه‌های‌ سیاسی‌ از طرف‌ اندیشه‌پردازان‌ سیاسی‌ اعم‌ از مذهبی‌ و غیرمذهبی، معصوم‌ و غیرمعصوم‌ است. در دوران معاصر ما امام خمینی(ره) ابتدا به تبیین نظری مفهوم ولایت پرداخت و از آن تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه در عصر غیبت نام برد و در عمل نیز ولایت مطلقه ی فقیه را لباس تحقق بخشید تا مسلمانان پس از قرن ها شاهد تحقق این اصل مهم و اساسی اسلامی در صحنه سیاست و اداره ی حکومت باشندامام خمینی(ره) با هوش بالای سیاسی خود و با درک جامعی که از اسلام و مکتب تشیع داشت ، تمام گذشته ی تاریخ اسلام و فقه شیعه را مطالعه کرد، و دلایل موفقیت یا شکست فقهای گذشته را می دانست به همین دلیل امام دقیقا می دانست چگونه باید عمل کند تا اشتباهات گذشته تکرار نشود.به همین جهت او انقلابی را بنیان گذاری و نهادینه کرد که به نوعی چکیده ی خواست ها و آرمان های فقهای گذشته بود و نکته ی مهم درباره ی عملکرد امام ، نظارت ایشان بر روند انقلاب بود. اگر انقلاب های معاصر دنیا را مرور کنید می بینید متاسفانه نبود یک رهبر و ولی فقیه جامع الشرایط در راس جنبش موجب شده، آن انقلاب نتواند حرکت صحیح خود را ادامه دهد تنها انقلابی که به دلیل وجود یک رهبر واحد و ولی فقیه در راس آن توانست از تفرقه ها و تشتت ها پیش گیری و یکپارچه و مستقل ایستادگی و هویت اسلامی و شیعی اش را حفظ کند، انقلاب اسلامی است به ویژه این که ما معتقدیم ولی فقیه ولایتش را از امام معصوم گرفته، پس تبعیت از او در اصل پیروی از امام معصوم است و اگر امروز انقلاب توانسته تداوم یابد به دلیل وجود ولایت فقیه است و وجود همین سرمایه ی ارزنده است که دشمنان را به هراس انداخته است. هانتینگتون در کتاب برخورد تمدن ها براین تاکید شده که ولایت فقیه رمز موفقیت و پیروزی انقلاب اسلامی است.ازخصوصیات ولی فقیه فقیه بودن،عدالت و تقوا،تدبیرو شجاعت است.

جایگاه ولایت در آیات و منطق قرآن و روایات اهل بیت(ع)

آیه ی ۵۷ سوره ی مائده به وضوح بر معنای ولایت دلالت دارد. در این آیه خطاب به پیامبر آمده که اگر ولایت را مطرح نکنی رسالت را به پایان نرسانده ای . در منطق قرآن، رسالت بدون ولایت ناتمام است و اگر مسلمانان بخواهند از مجراهایی غیر از اهل بیت معارف اسلام را فرا بگیرند، آن معارف توحیدی نیستند. . در روایات مختلف آمده که اگر انسانی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده یعنی مثل این است که او اصلا اسلام را نپذیرفته و مشرک از دنیا رفته است.حضرت علی(ع) در سال های حکومت شان و امام حسن مجتبی(ع) در ۶ ماه حکومت شان مباحث نظری و عملی مربوط به ولایت را در کنار هم انجام دادند اما در عصر معاویه که ورق برگشت و بنی امیه زمام حکومت اسلامی را در دست گرفت و ائمه ی اطهار مبسوط الید نبودند در حوزه ی نظری، حقیقت ولایت را مطرح می کردند به ویژه در عصر امام باقر و امام صادق(ع) که به دلیل درگیری های بین بنی امیه و بنی عباس فرصتی پیش آمده بود، این دو امام از این موقعیت استفاده و بحث های مفصلی را درباره ی ولایت مطرح کردند به طوری که ده ها حدیث از این دو امام در موضوع ولایت در متون روایی ما آمده است و امام باقر (ع) فرمود اسلام بر پنج چیز بناء شده است : بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت صحابه .حضرت پرسید کدام یک از این پنج چیز برتر است ؟ فرمود ولایت برتر است . زیرا کلید چهار چیز دیگر می باشد ، و ولی بر آنها راهنمایی می کند.حدود ۲۰۰ حدیث فقط از امام رضا(ع) درباره ی ولایت نقل شده که حساسیت ائمه ی اطهار را نسبت به این موضوع نشان می دهد و این که ایشان از هر فرصتی برای تبیین معنای ولایت استفاده و مردم را با این معنا آشنا و در فرصت های مناسب حقانیت خود را اثبات می کردند، به ویژه آن که در آن دوره ی خلفای بنی امیه و بنی عباس تلاش می کردند با بحث های علمی مثل جبر و تفویض، حادث و قدیم، مخلوق یا قدیم بودن قرآن و … سر علما را گرم و آن ها را مشغول این چالش های علمی کنند تا آن ها فرصت نکنند متعرض حکومت شوند و وارد بحث های سیاسی و حکومت شوند. گرچه علمای آزاداندیش که اجیر حکومت و خلافت نبودند و زمان شناس بودند همواره این معانی را مطرح می کردند و بر حقانیت ائمه ی اطهار در ولایت بر مردم و در غیبت ایشان بر اولویت فقیه جامع الشرایط برای حکومت تاکید داشتند.

 ضرورت و اهميت ولايت فقيه       

واژه ی ولی ، ولایت و دیگر مشتقات آن 233 بار در قرآن به کار رفته ، مانند سوره ی نساء،آیه ی 56. ضرورت اجراي احكام اسلام محدود به زمان و مكاني نيست و تا ابد باقي و لازم الاجرا است. اين حرف كه قوانين اسلام، تعطيل پذير يا منحصر و محدود به زمان يا مكاني است، بر خلاف ضروريات اعتقادي اسلام است. بدون تشكيل حكومت و بدون دستگاه اجرا و اداره كه همه ی جريانات و فعاليت هاي افراد را از طريق اجراي احكام تحت نظام عادلانه درآورد، هرج و مرج بوجود مي آيد و فساد اجتماعي و اعتقادي و اخلاقي، پديد مي آيد. پس براي اين كه هرج و مرج و عنان گسيختگي پيش نيايد و جامعه دچار فساد نشود، چاره اي نيست جز تشكيل حكومت و انتظام بخشيدن به همه اموري كه در كشور جريان مي يابد.به ضرورت شرع و عقل، آن چه در دوره ی حيات رسول اكرم ( ص) و زمان علي ( ع)لازم بوده، يعني حكومت و دستگاه اجرا و اداره، پس از ايشان و در زمان ما لازم است. امروز و هميشه، وجود ولي امر يعني حاكمي كه قيم و بر پا نگهدارنده ی نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد. وجود حاكمي كه مانع تجاوزات و ستمگري ها و تعدي به حقوق ديگران باشد، امين و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد، هادي مردم به تعاليم و عقايد و احكام و نظامات اسلام باشد و از بدعت هائي كه دشمنان و ملحدان در دين و در قوانين و نظامات مي گذارند، جلوگيري كند اگر احكام اسلام بايد باقي بماند و از تجاوز هيئت هاي حاكمه ستمگران به حقوق مردم ضعيف جلوگيري شود و اقليت هاي حاكمه نتوانند براي تامين لذت و نفع مادي خويش مردم را غارت و فاسد كنند، اگر بايد نظم اسلام برقرار شود و همه ی افراد بر طريقه ی عادلانه اسلام رفتار كنند و از آن تخطي ننمايند، اگر بايد جلو بدعت گذاري و تصويب قوانين ضد اسلامي توسط مجلس هاي قلابي گرفته شود، اگر بايد نفوذ بيگانگان در كشورهاي اسلامي از بين برود، حكومت لازم است. اين كارها بدون حكومت و تشكيلات دولت انجام نمي شود. البته حكومت صالح لازم است، حاكمي كه قيم امين صالح باشد و گر نه حكومت كنندگان موجود به درد نمي خورند، چون جابر و فاسدند و صلاحيت ندارند. در حكمت خداي حكيم روا نيست كه مردم يعني آفريدگان خويش را بي رهبر و بي سرپرست رها كند، زيرا خدا مي داند كه بوجود چنين شخصي نياز دارند و موجوديتشان جز بوجود وي قوام و استحكام، نمي يابد و به رهبري اوست كه با دشمنانش مي جنگند و درآمد عمومي را ميانشان تقسيم مي كنند و نماز جمعه و جماعت را برگزار مي كنند و دست ستمگران جامعه را از حريم حقوق مظلومان كوتاه مي دارند.

ولایت فقیه در اندیشه ی امام خمینی (ره)

ولایت فقیه به عنوان مهم ترین و اصلی ترین نهاد نظام جمهوری اسلامی است که مطابق قانون اساسی در اعمال مستقیم و غیر مستقیم قدرت سیاسی نقش بسیار مهمی دارد. بدین لحاظ بررسی جایگاه ولایت فقیه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران موضوع اساسی و مهمی است که همواره در جامعه ضرورت آن وجود دارد. به خصوص که با مسائل روزمره ی جامعه و استراتژی قانون گرایی دولت جدید مرتبط است و باید تلاش مضاعفی صورت گیرد که همه ی امور در چهارچوب قانون و طبق قانون اساسی باشد.نظریه ی ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) که مبنای نظام جمهوری اسلامی است, وظایف, شرایط و اختیاراتی را برای ولی فقیه اثبات کرده که بیشترین قرابت و شباهت را با نظام امامت دارد. با تکمیل و تتمیم این نظریه در طول ده ساله عمر حضرت امام(ره) در نظام جمهوری اسلامی, ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی نهادینه شد. در واقع قانون اساسی, ترجمان حقوقی و ساختاری همان نظریه است که براساس ولایت امر و امامت مستمر, زمینه ی تحقق رهبری فقیه جامع الشرایط را آماده می کند تا ضامن عدم انحراف باشد. ثمره ی مهم ولايت فقيه در جامعه ی اسلامي اين است كه امور بر اساس موازين ديني تحقق و عينيت پيدا مي كند. جايگاه ولايت فقيه در جامعه جايگاه معصومين (ع)است، ولايت فقيه در واقع در امتداد ولايت معصومين( ع)است. ثمره مهم ولايت فقيه در جامعه ی اسلامي اين است كه امور بر اساس موازين ديني تحقق و عينيت پيدا مي كند؛ اين بزرگ ترين بركت براي جامعه اسلامي است كه اسلام به عنوان آخرين پيام الهي براي هدايت بشر بتواند تحقق عيني پيدا بكند و ولي فقيه در واقع متصدي اين امر است. ساختار حكومت اسلامي بايد بگونه اي باشد كه در راس هرم قدرت يك فقيه عادل با كفايت قرار بگيرد كه ما از او به ولايت فقيه تعبير مي كنيم. مسئوليت ها و اختياراتي كه در اختيار ولي فقيه است در بدنه ی قدرت توزيع مي شود اما همه ی اين مجموعه ها تحت هدايت و زعامت شخص ولي فقيه قرار دارند و كفايت و توانايي كه دارد در تحقق اين مفاهيم جامعه را اداره مي كند.

دیدگاه شهید مطهری در مورد ولایت فقیه

پدیده ای به نام حكومت, برای حفظ امنیت و برقراری عدالت, جزو مسائل مسلّم و پذیرفته شده در میان همه ی ملت هاست كه منكران و مخالفان آن تنها با شعار دادن, با آن مخالفت می كنند, اما در عمل خود ناگزیر از پذیرش حكومت و اطاعت از آن هستند. این واقعیت در معارف دینی, این چنین بیان شده است: مردم را از فرمانروایی نیك یا بد چاره ای نیست. بی حكومتی. هرج و مرج و بی نظمی و فروپاشی امنیت جانی, مالی و ناموسی و خرابی و ویرانیِ همه ی پایه های زندگی انسان. برای همین, درفرض نبودن حكومتِ شایسته, حكومت ناصالح كه به هر حال نظام اجتماع را حفظ می كند, بهتر از بی حكومتی ای است كه به هرج و مرج و ناامنی و تباهی و ویرانی زندگی می انجامدحكومت از نظر اسلام, افزون بر ضرورت عقلی و عقلاییِ وجود حكومت درجامعه ی بشری, جایگاه و اهمیّت ویژه ای دارد و بر اثبات ضرورت آن غیر از راه عقلی و عقلایی به دو شیوه استدلال می شود:

1. دلیل های خاص نقلی;

2. استناد به روح و حقیقت شریعت اسلامی و احكام الهی

مخالفان و موافقان ولایت فقیه دو نمونه از ولایت فقیه جامع الشرایط را پذیرفته اند: نمونه ی اول این است که مردم وقتی مرجعیت یك مرجع تقلید را می پذیرند, آیا او را به عنوان وكیل انتخاب می كنند یا به عنوان ولیّ درفتوی؟ واقعیت این است كه دین فقیه جامع الشرایط را به این سمت نصب كرده است, ولی عملی شدن این سمت وابسته به پذیرش مردم است و اگر به هر دلیل مردم به او رجوع نكردند, مرجعیت او به فعلیت نمی رسد نمونه ی دیگر, مسئله ی قضای فقیه درعصر غیبت است كه همه پذیرفته اند: آیا فقیه درسمت قضا وكیل مردم است, یا دین او را به پست قضا نصب كرده است؟ هیچ سِمتی از طرف مردم برای او انشا نمی شود و به او داده نمی شود, با مراجعه و پذیرش مردم قضای او به فعلیت می رسد. درنمونه سوم, یعنی ولایت فقیه تولی و پذیرش است ثبوت و مشروعیت ولایت فقیه با نصب عام از جانب امام معصوم صورت می گیرد و اثبات و تأثیرگذاری و كارآمدی خارجی او وابسته به گزینش و
پذیرش مردم است. آثار و نتایج اعتقاد به جمع میان این دو مؤلفه را دقت و توجه می طلبد. تا پذیرش و حمایت مردمی نباشد رهبری مشروع, هیچ تأثیری ندارد و تا مشروعیت الهی نباشد, اقبال خواست عمومی فاقد اعتبار است. اگر رئیس جمهور نیز با نصب فقیه نباشد غیر مشروع و طاغوت است و همین نظر, بر مبنای قانون اساسی, حكم ریاست جمهوری منتخب مردم را باید و رهبری تنفیذ کند.معنای ولایت فقیه نه استبداد و خودمحوری است و نه لزوماً مباشرت درتمام امور. شأن حاكم شرعی و ولی فقیه, هدایت, رهبری و مدیریت است و این به معنای نفی مباشرت و تصدی مستقیم جمیع امور و به معنای لزوم مباشرت و تصدی مستقیم همه كارها نیست, زیرا چنین نظری معقول و ممكن نخواهد بود. شیوه رهبری و مدیریت, امری عقلایی و تابع مقتضیات و شرایط است و شاید درمواردی شخص فقیه مدیریت را بر عهده گیرد, اما به طور غالب با واگذاری به دیگران و گماشتن آنان تنها اعمال رهبری و نظارت كند.

‌‌نتیجه‌ گیری

ولایت فقیه به‌عنوان مهم‌ترین و اساسی‌ترین نهاد در نظام جمهوری اسلامی ایران یا به عبارتی، ستون خیمه انقلاب، از امور مسلّم فقه شیعه به ‌شمار می‌آید، هرچند از دیرباز در منشأ مشروعیت به‌ویژه حدود اختیارات ولی فقیه اختلاف‌هایی میان فقها وجود داشت. پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به اصل مترقی ولایت فقیه اعتبار قانونی بخشید و بر اساس اصل پنجم قانون اساسی، ولایت فقیه عادل در رأس نظام سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفت، ولی در دوره ی ده ساله نخست (1358 ـ 1368) با توجه به مشکلات پیش آمده و صدور دستورهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی، عملاً در بازنگری قانون اساسی، واژه مطلقه به اصل 57 افزوده شد و اختیارات ولی فقیه در اصل 110 و اصول دیگر را افزایش داد. بنابراین، منظور از ولایت مطلقه فقیه، اختیارات ضروری ولی فقیه در اداره ی جامعه است و قانون اساسی به‌عنوان منبع مهم حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، نهاد رهبری را در رأس حاکمیت قرار داده و با پیروی از تعالیم اسلامی، اختیارهایی خاص و جایگاهی ویژه برای اداره ی امور جامعه به رهبری واگذار کرده است. ازاین‌رو، ولایت مطلقه ی فقیه، نقطه ی عطف مشروعیت همه ی قوای مملکتی به‌شمار می‌آید.

فهرست منابع:

1) نراقي – مولي احمد / عوائد الايام ص 538 دفتر تبليغات اسلامي 1375

2) الآملى- المكاسب و البيع، تقريرات نائينى ج 2 /ص334

3) الناس مسلطون على اموالهم و انفسهم (قاعده فقهى)

4)  بحر العلوم- بلغة الفقيه ج3/ص218 

(5)شيخ انصاري - مكاسب ج2ص45/مؤسسه النعمان بيروت1410ه )

6)اصفهاني- حاشيه مكاسب ج2/ص 7، 386

(7) شيخ انصاري- مكاسب ج2ص46/مؤسسه النعمان بيروت1410ه )

(8) كليني- كافي ج 1 ص 276 حديث 1 باب ان الامام يعرف الامام الذي بعده ).

(9) شيخ انصاري- مكاسب ج2ص 7-46 /مؤسسه النعمان بيروت1410ه.

10) حكومت ولايى ص 14 و 15

11) مقنعه چاپ سنگى داورى ص 102   كتاب المقنعه، باب "الوصى يوصى الى غيره"  و ينابيع الفقهيه ج 12 ص 27

 (12) مجمع الفايده و البرهان ج 12 ص 28).

(13) عوايد الايام عائده 54 ص 536 تا 539 چاپ دفتر تبليغات اسلامي قم)

(14) نجفي- جواهر الكلام ج21 ص 389 و ج 16 ص359،

(15) همان كتاب

(16)نائيني – تنبيه الامه و تنزيه المله

(17) خوئي – ابو القاسم مصباح الفقاهه ج5 ص32- دار الهادي بيروت

 

 

 

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 8:59 ] [ . ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب